درود به همه بچه های ايران زمين
اين اولين يادداشتی هستش که من در وبلاگم ميذارم.من دانشجو هستم و الان برای تعطيلات اومدم خونه.ديشب به سرم زد که يه وبلاگ بسازم و متنهايی رو که دوست داشتم و هيچ وقت اجازه چاپ پيدا نکردن رو توش بنويسم.اين شد که صبح زود از خواب پا شدم تا شروع کنم(علت اينکه يهو به سرم زد که اين کارو بکنم بيکاری بود آخه اصولا دانشجويان که با اجازتون ما باشيم خيلی بيکاريم باور نمی کنين از اين به بعد با مقوله بی کاری حاد دانشجويان بيشتر آشنا می شين.
در مورد اسم وبلاگ بايد بگم که اين اسم اسمی بود که من برای مجلمون که توسط يک سری از خبرنگاران اداره ميشد انتخاب کردم(آنتن) ولی بنا به دلايلی که به بعضی مسولين بر ميگرده اين اسم انتخاب نشد.از اون به بعد اسم اکثر ستونهای من در مجلات شد آنتن.اميدوارم بتونم گوشه ای از وقتتون رو بگيرم اگه نتونستم بازم اميدوارم شما بتونين گوشه ای از وقتتون رو به من اختصاص بدين(عجب بچه پرويی هستم ها).
خوب ميريم سراغ چند بيت از استاد مسلم رباعيات حکيم عمر خيام:
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من حل اين معما نه تو دانی ونه من
هست درپس پرده گفتگوی من وتو چون پرده برافتدنه تو مانی ونه من
************
ازدی که گذشت هيچ ازو يادمکن فردا که نيامدست فرياد مکن
بر نامده و گذشته بنياد مکن حالی خوش باش عمربربادمکن