تبليغاتX
به پلکانی از نور خوش آمدید
آنتن محله
اخبار ، طنز و اینا
سفرنامه(2)

تهران:و ناگهان زندگی شیرین می شود(البته برای بچه ها نه والدین، چون هیچی از سختی نمی فهمن) اینجا همه چیز خوبه تا وقتی بابات مایه دار باشه. در حالی که راهنمایی و رانندگی داره زحمت می کشه و مردم  رو تو هم می پیچونه تا حوصلشون سر نره و خدای نکرده احساس بیکاری نکن توی بعضی از نقاط شهر پرنده هم پر نمی زنه( یعنی من آدم پیاده ندیدم)فقط گهگاهی چند تا از این ماشین های دو سر نشین که مرفه بی دردی از سر و روشون می باره و من به جون مادرم اسم شون رو هم بلد نیستم رد می شه و منو دوستم کماکان دنبال ایستگاه اتوبوس می گردیم ویه چیزایی می بینیم که به قول شاعر: تهرون دختراشون* آدم می میره براشون بقیشم بد آموزی داره(چون بابام این اواخر به نوشته های من علاقمند شده) در ضمن پسراشم ایضا همینطور.اینجا هروقت از روز بری بیرون خوبه چون همش یه ... اینجا یه جوریه که اگه کسی بیاد دیگه دوست نداره برگرده ایران بس که برا خودش خارجه( پیوست:از ساعت 14 به بعد قیافه همه مردم آویزونه تا آخره شب اصلا دوست ندارم اینا رو بگم ولی آدم وقتی این پدر و مادرا رو می بینی دلش... اصلا ولش کن منو چه به این حرفا به من چه که تهران به هیچ قول و قراری رحم نمی کنه یا به من چه که شما چرا نمیاین با ما تو دهات زندگی کنین)

کرمانشاه:یه چیزی بین سنندج و تهران و اهوازو شانزلیزه و در آن واحد هیچکدوم.مردای اینجا مثل سنندجی ها مردن و دختراشون هم تو مایه های زعفرانیه.فقط یه نکته اینجا هست اونم این که این توضیحات فقط در بحث دورنما می گنجه و بس و از نمای نزدیک همون سراب خودمونه.ملت تو اینجا رسما بیکارن و از صبح تا شب خوشن.قانون اول نیوتن:وقتی دوتا کرمانشاهی می خوان سوار ماشین بشن حتی اگه هیچکس عقب ننشسته باشه این دو نفر تحت هر شرایطی جلو می شینن.با وجود اینکه می دونن هر دفعه باید با دنده جابجا بشن. اگه رفتین یه سر به دبیر اعظم و پارک کوهستان بزنین.

خوب این بود سفرنامه آنتن.البته اگه من دیر آپ کردم باید می بخشید چون یه سری مشکلات وجود داشت و من توی خونه دوستام در شهر دزفول به اینترنت دسترسی نداشتم.

+ نوشته شده در 9:33 توسط محمد آنتن محله .
سفرنامه

جاتون خالی تعطیلا ت پایان ترم روح مارکوپولو رو شاد کردم و طی محدوده زمانی کوچولو اهواز، سنندج، اراک، تهران و کرمانشاه رو زیرو رو کردم. خدا قسمت همه بکنه البته زیاد سخت نیست مایش یه کم انرجیه و چند تا دوست توی شهرای مختلف ایران و از همه مهمتر یه کوله پشتی که وایسی سر راه و هر ماشینی رد شد بپری توش.نمی دونین چه حالی میده امیدوارم یه بار امتحان کنین. حال می پردازیم به احوالات ملت در این شهرها.

اراک:پسر ها و دخترهای این شهر به شدت احساس خوش تیپی می کنن (البته دختراشون بیشتر) به شکلی که کامرون دیاز پیششون غلط می کنه.اصولا دخترهای این خطه ی مانکن پرور وقتی می خوان برن سر کوچه پفک نمکی بخرن احساس می کنن که عروسی دعوت دارن بس که خودکشی می کنن.در اینجا لازمه اضافه کنم که پسرای این منطقه گل، گلاب، سالار، کلا یه پارچه آقا.کوه گردو و پیست اسکی شازند فراموش نشه.

اهواز:انسانهای این منطقه به شدت خونگرم و مهمون نوازن.وای نگو از با ادبی دختراش ، تو خیابون که راه می ری همینطوری بهت سلام می کنن.تو کیان پارس که قدم می زنی دخترا بس که باحالن یه حالتی تو مایه های بندری راه می رن پسرا هم یه سری حرکات دوستانه با اعضا و جوارح بدنشون در میارن که دخترا خوششون میاد و بیماری عصبی شون عود و میکنه و هی پلک می زنن(فکر کنم مال آلودگی هوا باشه)

سنندج:قسمتی از کشور که ظاهرا جز نقشه ایرانه. همه چیز اینجا خوبه. مردای اینجا واقعا مردن. گویش کردی دخترای سوسولش دل آدم رو یه جوری می کنه از بس قشنگ حرف می زنن و قتی می گن فرمو 20 تا بفرما از بقلش در می ره.ملت تو اینجا عشق ما شینن.10 صبح مغازه های خیابون پاسداران اگه حسش باشه باز می شه و کم کم پسرا، دخترا میان از خونه بیرون. باز پسرا، دخترا تب عشق تو دلاشون همه جا یه صدا صدای اگزوزاشون و تا شب خونه نمیرن.راستی آبیدر یادتون نره.

بقیه شهر ها باشه برا آپ بعدی

+ نوشته شده در 11:36 توسط محمد آنتن محله .


irLearn.com