تبليغاتX
به پلکانی از نور خوش آمدید
آنتن محله
اخبار ، طنز و اینا
اندر مفاید آنتن قوی

صحنه اول:داخلی، پشت میز کامپیوتر

از آنجايی که اوضاع وب نويسی به صورت بيا و ببين ضد حال است و اصولا ملالی نيست جز دوری تو،ما(من و خودم) تصميم گرفتيم يه سرگرمی خوف پيدا کنيم

صحنه دوم:خارجی،سر صف نانوایی

در همين راستا دوستان که نمی خواهند هويتشان به دليل سازمان موساد و اينا فاش شود و مردم بفهمند که همسايه سمت راستی ما هستند، پيشنهادی در حد پيشنهاد بی شرمانه(در جريانش که هستيد) به من دادند و گفتند:امروز بيا خونه ما تا باهم ماهواره ببينيم.من هم که گوش شيطان کر نمی دانستم اين چيز مجهول الهويه که اسمش ماهواره است کيست و فقط شنيده بودم فوتبال را با تماشاچی هايش نشان می دهد.به عشق ديدن تماشاچی ها به ميزان متنابعی آب دهنم راه افتاد و به مثابه بلانسبت پاريکال رفتم خونشون

صحنه سوم:داخلی، خونه همسايه

چشمتون روز بد نبينه تا تلويزيون روشن شد يه آقای غرب زده ای با يه خانوم نامحرم که از فرط گرما لباسی با هواکشهايی در حد سوراخ لايه اوزون پوشيده بود دست داد(البته من و شما می دانيم که اين هواکش ها نه تنها فقط بلکه فقط به علت گرما بوده و دلیل خاص دیگری نداشته) من همون لحظه گفتم: اين مشکل شرعی داره.بچه ها گفتن:برو جلو بوق بزن پاستوريزه.پس از آن، آن خانوم و آقا که مسلما هيچ صيغه محرميتی بين آنها جاری نشده بود دست افشان، پای کوبان(تا اينجا موردی نداره)و سپس چششم کور حرکات موزون کنان طی عمليات هايی سلهشورانه هی باهم تماس پيدا می کردن و من تند و تند جای آنها عرق شرم می ريختم و خودم را دلداری می دادم که یکی از هنرهای هفتگانه رقص است.بعد با خودم نشستم فکر کردم(تعجب نکنید من گهگاهی از این کارها هم می کنم،منظورم فکر کردن است)خلاصه فکر کردم و هی فکر کردم و باز هم فکر کردم و دیدم این انسان های بی تربیت که از این تکان های موزون به بدنشان می دهند به جون خودم سیگار هم می کشند ، و چون مامانم سفارش کرده بود که با آدم های سیگاری نگردم.پاشدم و از اونجا زدم بیرون

  ــ         ــ         ــ         ــ         ــ         ــ         ــ         ــ         ــ         ــ         ــ         ــ

عيد مبعث بر همه مسلمانان جهان مبارک باد

+ نوشته شده در 7:30 توسط محمد آنتن محله .
سلام به همه چپول های دنیا

درود به همه چپ دستهای جهان.امیدوارم دست چپتون همیشه همراهی تون کنه و هیچ وقت تنهاتون نذاره.۲۲ امرداد ماه روز ماست(فکر نکنید که امرداد غلط املایی، درستش همینه که معنای زندگی داره و ماست هم از خانواده دوغ نیست)روز همه آدمهای متفاوت دنیا.پس من این روز رو به همه مظلومان چپ دست که دنیای راست دست ها رو تحمل می کنن تبریک می گم، به اونهایی که احساساتشون پاکتره چون دلشون طرف چپ جسمشونه پس تبرییییییییییییییییییییییییییییییک
از چند روز پیش بروبچس جنبش چپ دست های سایت کلوب بحثی رو راه انداختن با نام بیست و دو امرداد روز ما ،و در اون به هم دیگه تبریک گفتن ،برای هم آرزو های قشنگ کردن و طبق معمول از دنیای راست دستها گله کردن.از همه مهمتر طبق پیشنهادی که من دادم قرار شد توی روزمون همه در یه ساعت معین آن لاین بشیم و یه برنامه رسمی داشته باشیم.طی مذاکراتی که به طرز محرمانه صورت گرفت قرار شد که در این روز چند سایت به نام چپ دست ها هک بشه تا اعتراض ما نسبت به اینکه  چرا روز ما به صورت رسمی در رسانه ها انعکاس داده نمی شه؟ اعلام بشه.البته من مخالف بودم
به امید داشتن یه شهر برای خودمون.شهری که هیشکی با دست راست ننویسه،قاشقش رو با دست راست نگیره.شهری که دستگیره درهاش سمت راست باشه،سیم های گیتارش احتیاج به جابجایی نداشته باشه.شهری که بشه قیچی هاش رو دست گرفت،شهری که ساعتهاش برعکس بچرخه وغیره
مژده مژده
جنبش چپ دست ها با مدریت آنتن محله(یعنی خودم) در سایت ایالت عضو می پذیرد منتظر قدوم مبارک شما چپ دست های عزیز هستم.
                   http://www.eyalat.com/community.php?id=chapdastha
                                                                           با تشکر آنتن چپ گردان شما

ــ                             ــ                             ــ                           ــ                         ــ

شکست تحقیر آمیز صهیونیسم بر همگان مبارک باد(این اواخر من بد فرم رو مود تبریک گفتنم.)

+ نوشته شده در 9:27 توسط محمد آنتن محله .
تبریک

بدینوسیله روز پدر را به همه باباهای دنیا تبریک می گم به خصوص بابای گل خودم
و از همه مهمتر روز خبرنگار رو به همه خبرنگارای مملکت به خصوص دوستای خوبم که در این راه هستن و برای روشن شدن قضایای پشت پرده تلاش می کنن هم تبریک می گم،شدید
 می بخشيد من خيلی وقتم تنگه.

+ نوشته شده در 21:0 توسط محمد آنتن محله .
مصاحبه

در ريشه،فنداسيون،پی،راستا و متعاقب اعمال جنايتکارانه اسراييل غرب زده در لبنان که طی آن چيزی حدود n نفر تا حالا سقط شده اند، خبر نگار آنتن محله(که خودم باشم)با يکی از منابع آگاه مصاحبه ای رو ترتيب داده که مشروح آن را در زير به سمع و نظر شما ميرسانيم:

- جناب منابع آگاه در همين راستا شما تا حالا چه حرکتی انجام دادين؟

+ اول بگين کدوم راستا(نه خداييش خودمونيم کدوم راستا؟خوب راستاش رو بگو ديگه.) اهم ... بله همونطور که در جريانيد ما اين حرکت قبیح و غير فیرپلی رو با شدت هرچه تمامتر محکوم کرديم اصولا ما اين يه کار رو خوب انجام ميديم و در اون يد طولايی داريم.همچنين آقای احمدی هم به يک سری رايزنی ها دست زده از جمله ديدار با نماینده های پخش پفک نمکی و پف فیل در ترکمنستان، گواتمالا و گينه بيسائو که اميدواريم نتيجه بخش باشد.

- و اگر نتیجه نداد؟

+ ما تحت هر شرایطی به وظیفه شرعی خودمون عمل می کنیم و حرکت رو ادامه می دیم و اینبار با شدت بیشتری محکوم می کنیم تا کور شود هر آنکه نتواند دید.

- برخی از کارشناسان معتقدند که هدف نهایی اسراییل ایرانه نظر شما در این مورد چیه؟

+ بیشین بینیم با حال نداری

- بله ممنون

- نظر شما راجع به آمریکا و مواضعی که اتخاذ کرده چیه؟

+ اصولا ما معتقدیم که دستهای آمریکای جنایتخوار استعمارگر وطن فروش بی دین بی پدر بی انظباط همیشه پشت پرده داره یه حرکات بی تربیت مدارانه ای انجام می ده و بر همه بسی واضح و مبرهنه که آمریکا تو همه پرده ها دست می بره مخصوصا حالا که جريان لب مديترانه و آره و اينا هم در بينه.ولی بايد به صورت مبسوطی اضافه کنم که اصولا آمريکا مال اين حرفا نيست، سگ کی باشه، ريز می بينمتون داش.

- ضمن تشکر از جناب منابع آگاه در اينجا من هم اضافه می کنم که در پی عمليات انتحاری نیمه شب دیشب حزب ا... که در پاسخ به حملات اسراييل صورت گرفت يک توالت عمومی تخريب شد و دو نفر از نظاميان رژيم آشغالی ترسيدند و گفتند:((آخ)).

خبر نگار واحد مرکزی خبر آنتن محله

به علت تغییرات جدید ممکنه که یک سری مشکلات در قالب کلی وجود داشته باشه که برای نسخه آزمایشی هر پروژه ای وجود داره.شما به بزرگی خودتون ببخشید و ما رو از نظرات خود بی بهره نذارین.(در ضمن اگه شما بخواین من قالب رو عوض می کنم پس بی تعارف نظر بدین)موفق و پیروز باشین.

+ نوشته شده در 8:25 توسط محمد آنتن محله .
وای بر ما که داعيه مسلمان بودن داريم

http://mjvanten.blogfa.com

آنها نه تنها هم کيشان ما بلکه وجدان ما را مورد حمله قرار داده اند و وای بر ما، که چشم و گوش خود را بسته و فقط محکوم می کنيم.وای بر ما که وجدان خود را زیر پا له می کنیم دم نمی زنيم.

و ننگ بر کسانی که قدرت دارند و هيچ نمی کنند.

پست بالا طنز نيست بلکه درد است.خيلی از طنز ها درد هستن ولی من برای انتقال درد نمی نويسم، من می نوسم تا درد را پنهان کنم، اما بعضی مسائل جاهايی را به درد می آوردند که که انسان را فلج می کند.

+ نوشته شده در 8:22 توسط محمد آنتن محله .
شب آرزوها

چندی پيش جشنواره شاعران کودک و کودکان شاعر برگزار شد و اين چهره(يعنی خودم)مسئول روابط عمومی آن بودم- البته کمک مسئول،اين صداقتم منو کشته! -در همين راستا(اینکه کدوم راستا زیاد مهم نیست مهم اینه که در یه راستایی بود دیگه) بنده وظيفه داشتم که اخبار را برای خبرگزاری های مختلف فرستاده و سايت کانون پرورش فکری را لحظه به لحظه با اخبار جشنواره آپ کنم.

اپیزود اول:

ما از همون لحظه ای که در اونجا نزول اجلال فرماییدیم با استقبال بی شاعبه مسئولین مواجه شدیم که از فرط ذوق زدگی خودشان را به در و دیفال می کوبیدند تا با من دست بدن و از بس ما رو تحویلیدن که ما احساس خود احمدی نجات بینی بهمون دست داد به طوری که بیا و ببین.خلاصه من رفتم نشستم پای سيستم و شروع کردم به کار و چون هنوز هيچ کاری نبود من با خودم گفتم:سنگ مفت گنجشک مفت اينترنت هم مفت بذار اين ID رو online کنم که اگه دوستام اومدن خبردار شن.داشتم يا هو مسنجر رو فعال می کردم که ديدم جل الخالق،هذه شی ای عجيبا فی صفحه النمايشگر داشت برای خودش تکون تکون می خورد و رفت و یاهو مسنجر رو بست.گفتم شايد چون صبحانه نخوردم چشام داره ويبره ميزنه.يه باره ديگه برای باز کردن مسنجر وارد عمل شدم و بازم همون طوری شد.خلاصه شما که از پشتکار خیره کننده من و ادیسون خبر دارين کم نياوردم و اين کار رو چند باری تکرار کردم.بعد از چند دقيقه يه آقايی با قيافه ی آويزون اومد گفت:آقا اينجا برای استفاده شخصی نيست.من گفتم اگه ممنکه پسورد سایت رو بدین تا اخبار رو توش بزنم ایشان هم گفتند:زکی.منم گفتم:ممنون ولی خداییش دیگه زیادی دارین منو تحویل می گیرین به خدا من راضی نیستم.

اپيزود دوم:

در حالی در راستای وظیفه خطیر و سنگینم از صبح تا ظهر فقط يه ايميل برای روابط عمومی کانون در تهران فرستادم و احساس خستگی زيادی بهم دست داده بود نوای بانگ بشتاب به سوی نهار روحم را به مثابه فردی که تشنه حقيقت باشد جلا داد و مرا چو مجنونان از خود بی خود نمود و راهی دیار عرفان کرد(متن ادبی رو حال کردين) خلاصه سوار اتوبوس شدم در همين حين ديدم که مصطفی(آقای مصطفی رحماندوست)داره مياد بالا منم گفتم:بيا بشين اينجا کنار من خاليه.مصطفی هم اومد.اين بنده خدا در حال خوندن روزنامه بود که من بهش گفتم:حالا که اينجايی بيايين يه امضا به من بدين(کور بشم اگه یه کلمه دورغ بگم، الاهی لقمه گير کنه گلوم آب نباشه روش بخورم اگه خالی ببندم)ايشون هم در کمال سنگينی يه امضا داد در همين لحظه يه نفر داشت فيلم برداری می کرد منم چار ساعت فيگور گرفتم.بعدا بچه ها گفتن که تو کلیپ آخر جشنواره تو رو کنار مصطفی نشون دادن البته فقط پيرهنت تو کادر بوده

راستی بچه ها اين پنجشنبه شب ليله الرغائبه پس به اميد داشتن آرزوهای قشنگ برای همه

http://mjvanten.blogfa.com

دعا می کنم که آرزوهای همه برآورده بشه

+ نوشته شده در 7:40 توسط محمد آنتن محله .


irLearn.com