ظاهرا آمريکای جهانخوار غرب زده وقتی ديده از اهورا و ميبدي و... کاری بر نمی آيد يک عده حشره سر سپرده وطن فروش ملحد بی هويت را اغفال کرده و يکی از اين حشرات روز جمعه آمده به يه بنده خدايی گفته: نمنه؟!!! و در پی اين حرکت غير ورزشی درب يک روزنامه رسما گل گرفته شده ويک عده زيادی هم کشته و مجروح شدند از تلفات آمار دقیقی در دست نیست ولی گویا بحران همچنان در شمال غربی کشور ادامه دارد. منابع آگاه اعلام کردند که متهم رديف اول اين گروه شخصی به نام مانا نیستانی است که هم اکنون در زندان سياسی به سر می برد تا بدین وسیله مشت محکم بر دهان استعمار و استکبار فایق آید.وبلاگ آنتن در همين جا وظيفه خود می داند که هر گونه حرکت بی تربيتی برضد قوميتهای مختلف را محکوم کرده و از درگاه ايزدمنان خواستار هدايت آنها به راه راست می باشد.
فقط یک صحبت می ماند به قول گلنسا با تمام احترامی که نسبت به هموطنان ترک قائلم یک سوال دارم.آیا تا کنون در هیچ انیمیشنی هیچ حیوانی به زبان فارسی حرف نزده؟پس فارسها تا حالا بی غیرت بوده اند و خبر نداشتند.
لینکهای مرتبط با جریان و در حمایت از آزادی مانا نیستانی:
بیانیه 300 روزنامه نگار در مورد دستگیری مانا و مهرداد قاسمی فر
اطلاعیه انجمن صنفی روزنامه نگاران
تلاش برای انتشار مجدد ایران و آزادی دستگیر شدگان/محمد علی ابطحی
بیانیه پوپک صابری دختر گل آقا درباره روزنامه ایران
راستی شما خنده تان نمی گیرد/از بزرگمهر حسین پور
مانا ی مطبوعات ایران را دریابید
گزارش تصویری از راهپیمایی مردم تبریز
سلام بایدمن رو می بخشید.چند روز پیش اومدم آپ کنم ولی ظاهرا بلاگفا مشکل داشت به همین دلیل من نتونستم پست جدیدم رو کار کنم.امتحانات هم شروع شده و من الان اومدم از همه کسانی که من رو شرمنده کردن معذرت خواهی کنم.ایشالا بعد از امتحانات در خدمتم.قربون همتون برم.موفق و پیروز باشین.به امید آزادی مانا. با تشکر آنتن سیاسی نما
شنبه خوب شنبه ۴۰چراغ
چلچراغ ۵ ساله شد
چه زود گذشت اين چند سال.مثل برق و باد.انگار همين ديروز بود که از راديو خبر دادگاه مطبوعات هفته نامه ۴۰چراغ رو شنيدم و روز بعد رفتم مجله را خريدم.و چه زود گذشت سالهای دبيرستان.نسل سومی را باچلچراغ فهميديم و حالا نسل چهارمی ها در راهند.جلدهای ۴۰چراغ عامل اصلی کم نياوردن من جلو دوستانم بود چون اکثر مواقع عکس اين بچه ژيگولايی که به واسطه قيافه مطرح می شن را نداشت.با بسم ا... عرفان شروع کرديم و بعد از آن رها با محرمانه هايش.هچون در يک آينه شرمين رو هميشه می خونم هر چند که چند بار بيشتر برای آنها نامه ندادم.روزی روزگاری های منصور چشمم را باز کرد با شب نشينی ها از ته دل به ... خنديدم و با کودک ژوله شيطنت را در پس معصوميت ديدم.عشق و مرگ را حس کردم. پرونده ها و گزارش های ويژه پايه صحبت شبگردی هايمان بود.سينمای آرش و موسيقی عليرضا را می خواندم ولی هميشه با نظراتشان مخالف بودم.و از همه مهمتر ساندويچ ها ی بزرگمهر با سس جوات.خيلی ها رفتندليلی-مونا-کاوه-ژوله-مرتضی(ناعمه و قديمی)-مجيد.خيلی ها وسط راه آمدندنيماچتر-امير که شد آينه دق فراکسيون زنان ۴۰چراغ-سهيل تراکتور-جلال طنزک و... و حالا نسل سومی ها دارند می آيند پريچهر-نیما-مريم-الميرا-نازنين-وحيد و... که روحی تازه در کالبد ۴۰چراغ دميدندچقدر دوست داشتم جای آنها باشم.هر چند ۴۰چراغ ديگه اون چلچراغ سابق نيست و محافظه کار شده(البته من درکش می کنم).وقتي توی نمايشگاه مطبوعات با صدرا در اين مورد صحبت می کردم از من دليل روشن می خواست و من براش از يه حس حرف زدم که فقط کسی که چند سال با چلچراغ بوده می فهمه.ولی در هر صورت ۴۰چراغ هنوز برای من و دوستام همون چلچراغه و هر شنبه برای ديدنش لحظه شماری می کنم و هر بار منتظر نمايشگاه مطبوعات و شب چله بعديم.هر چی بشه ما باهاتونيم .ايشالا ۲۰۰ ساله بشين.
در پی حماسه آفرینی های محیر العقول دانشگاه زیادی آزاد اسلامی واحد اینجا کماکان ما شاهد سوتی هایی عظیم از جانب کادر زیبا سازی این دانشگاه می باشیم(قابل توجه شهردار تهران و شخص جناب قالیباف).شما می توانید هر روز سوتی های ما را در دانشگاه ببینید.سخن یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه با شبکه آنتن محله: (( ما هستیم پس می توانیم وبه قول معروف ایرانی می تواند.این سوتی ها سرمایه ملی ماست و انرژی هسته ای حق سلم ماست.مرگ بر آمریکا مرگ بر اسراییل مرگ بر گواتمالا(می بخشید هیجان زده شدم).شما چه فکر می کنید؟این بار او چه خواهد کرد؟آیا یوگی و دوستان این بار هم موفق به خلق سوتی می شود؟پس با ما همراه باشید این شما و این ورژن جدید فیلم سوتی های دانشگاه.
و اما سوتی هفته:از بین بردن زباله ها
با زباله چه می توان کرد؟آن را دفن کرد.آن را بازیافت کرد.اما راحترین کار آتش زدن آن است پس زباله ها را آتش می زنیم و اصولا آلودگی هوا کیلویی چند؟اما سوتی این امر در اینجا نهفته است که آنها زباله را در ظرف پلاستیکی آتش زدند(من نمی دونم چطور به فکرشون نرسید که ظرف پلاستیکی آتیش می گیره؟!!جای علامت تعجب بیشتری داره نه!!!!!!!!!!!!)خدا رو شکر این بار کار به آتش نشانی نکشید.من در همین جا وظیفه خودم می بینم که از دانشگاه به خاطر خلق چنین لحظات نابی تشکر کنم چون باعث می شن که وبلاگ من هیچ وقت بی مطلب نمونه.