چهار شنبه ۱۵ آذر هواپیمای نظامی ایران که حامل تعدادی از ارتشیان و جمعی از خبرنگاران بود به علت ایجاد نقص فنی در موتور در شهرک توحید تهران و در بین چهار واحد مسکونی سقوط کرده و بلافاصله متلاشی شدو همه سرنشینان آن شهید شدند.
آنها که خود خبرنگار بودند پریروز خبر شدند.خبری دردناک که تمام جامعه ایران و رسانه ها را غم بار کرد. درست است که هواپیمایشان سقوط کرد ولی خبر نگاران ما پرواز کردند.با قلب و روحی آکنده از درد و حسرت این ضایعه دردناک را به اصحاب رسانه و خانواده های آن عزیزان تسلیت می گوییم.به راستس که نام شهید در خور شماست.
روز دانشجو مبارک بادا*ایشالا مبارکش باد(همگی بگین ایشالا)
زبان من در تقدير از شما قشر غيور همانا بسی در قصور به سر مي برد (خفه شدم از بس ادبيات از خودم متصائد کردم) ولی من از همين يه گله جا اين روز را به شما نخبگان مملکت؛ شما اميد های اين مرزوبوم؛شما چشم و چراغ های وطن تبريک گفته و تبريک مخصوص خود را نثار دانشجويان محل به خصوص خودم خاله کوچيکم شوهر دخترخالم و ... می کنم.به اميد ديدن همه شما در دوره دکترا صد نار بده آش به همين خيال باش.
باز هم پوزش مرا اولا به دليل وقفه افتادن در به روز کردن وبلاگ و ثانيا به خاطر متن زيری (درود) که به دليل پاره ای از مشاکل(جمع مشکل)که علت اصلی آن جابجا کردن وبلاگم از پرشين بلاگ به بلاگفا بود پذيرا باشيد . چون مطلب درود اولين مطلب من در وبلاگ قبلی بود. خلاصه بدين وسيله بازگشايی وبلاگم با آدرس جديد (در بلاگفا) را به همه مردم ايران بلاخص خودم همينطور بيخودی تبريک می گم . اميدوارم اين وبلاگ انقريب فيلتر شده در آينده نزديک با تمجيدات خود مزين نمايد.در همينجا اعلام ميکنم وبلاگ آنتن روی پرشين بلاگ هم با آدرس قبلی قابل رويت است. با تشکر آنتن ماهواره ای شما م.ج.و
درود به همه بچه های ايران زمين
اين اولين يادداشتی هستش که من در وبلاگم ميذارم.من دانشجو هستم و الان برای تعطيلات اومدم خونه.ديشب به سرم زد که يه وبلاگ بسازم و متنهايی رو که دوست داشتم و هيچ وقت اجازه چاپ پيدا نکردن رو توش بنويسم.اين شد که صبح زود از خواب پا شدم تا شروع کنم(علت اينکه يهو به سرم زد که اين کارو بکنم بيکاری بود آخه اصولا دانشجويان که با اجازتون ما باشيم خيلی بيکاريم باور نمی کنين از اين به بعد با مقوله بی کاری حاد دانشجويان بيشتر آشنا می شين.
در مورد اسم وبلاگ بايد بگم که اين اسم اسمی بود که من برای مجلمون که توسط يک سری از خبرنگاران اداره ميشد انتخاب کردم(آنتن) ولی بنا به دلايلی که به بعضی مسولين بر ميگرده اين اسم انتخاب نشد.از اون به بعد اسم اکثر ستونهای من در مجلات شد آنتن.اميدوارم بتونم گوشه ای از وقتتون رو بگيرم اگه نتونستم بازم اميدوارم شما بتونين گوشه ای از وقتتون رو به من اختصاص بدين(عجب بچه پرويی هستم ها).
خوب ميريم سراغ چند بيت از استاد مسلم رباعيات حکيم عمر خيام:
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من حل اين معما نه تو دانی ونه من
هست درپس پرده گفتگوی من وتو چون پرده برافتدنه تو مانی ونه من
************
ازدی که گذشت هيچ ازو يادمکن فردا که نيامدست فرياد مکن
بر نامده و گذشته بنياد مکن حالی خوش باش عمربربادمکن